خرید بک لینک
یک جشن در قصر برگزار می شه به نام جشن لوبیا. هر خدمتکاری که یک لوبیا در کیکش پیدا کنه برای یک روز می تونه ملکه قصر بشه. دختر اشپزی به نام پنه لوپه اون لوبیا را پیدا می کنه که بعدا مشخص می شه یواشکی از اشپزخونه برداشته. کاترین می بینه که هنری حسابی قاطی کرده و نوستراداموس بهش یک دارو می ده که هنری بر

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: چهارشنبه 30 فروردين 1396 ساعت: 11:59

در این قسمت بش می ره پیش مری و بهش می گه که شوهرت یا کاترین می خواستن من را بکشن که مری تحقیق می کنه که این به گوش فرانسیس می رسه و فرانسیس می گه که تو به من اعتماد نداری وقتی تو گفتی که مادرم می خواد تو را از سر راه برداره من بدون هیچ حرفی تو را باور کردم. لولا که یک شب با فرانسیس در قلعه بوده می ف

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت: 6:41

در این قسمت می بینیم که مری برای کلاریسا یک ماسک می گیره که نصفی از صورتش را بپوشونه و دیگه خجالت نکشه. بش می خواد دو برادر کوچکش را از پاریس دور کنه چون مردم به خاطر مادرشون کاترین می خوان بهشون اسیب بزنن. مری قبول نمی کنه . بش یک مهمانی بالماسکه برای بچه ها ترتیب می ده و طی این مهمانی بچه ها را از

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 16:48

نام: دوران عقد داستان دختری به نام الاله است که به خاطر مشکلاتی که دارد قبول می کند که با پسری درس خوان به نام شهرام ازدواج کند که شهرام هیچ علاقه ای به او ندارد و در این میان با مشکلات و سختی ها زیادی مواجه می شود که داستانی بسیار خواندنی و شیرین دارد که به مشکلات جوانان در دوران عقد و ازدواج های ب

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 28 فروردين 1396 ساعت: 16:48

اول فیلم نشون می ده که یک کالسکه میاد و یک پسر بهشون می گه رودخانه طغیان کرده و از یک راه دیگه برید که توی راه گیر راهزن ها می افتن و دختری به نام اولیویا فرار می کنه و می ره توی قصر. توی قصر فرانسیس یک جوری به مری ابراز عشق می کنه و مری را می بوسه. این دختر وارد قصر می شه و فرانسیس می ره بغلش می کن

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

بالاخره سریال تا سرحد مرگ با بازی انگین و فاحریه قربانی رنکینگ شد و قراره این هفته با قسمت 13 به پایان برسه. این سریال که در روزهای پنجشنبه پخش می شد رقبای سر سختی مثل جسور و زیبا ، وطنم تویی و سریال چوپان داشت که همیشه در رتبه های بسیار پایین بود که علی رغم فروشش به بسیاری از کشورها تصمیم گرفتند که

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

یکی از کافرها با یک گردنبند به خواب بش می اد و می گه اگر یک نفر را انتخاب نکنی که قربانی کنی ما خودمون یک نفر  را انتخاب می کنیم. مری بیدار می شه و می بینه یک گردنبند کنارش و می ره به بش می گه . بش می فهمه که فردی که انتخاب کردن مری است. از طرفی فرانسیس به مری می گه که می دونه برادرش را بغل کرد

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

خوب مایکل اسکافیلد عزیز بعد از هفت سال برگشته و همه را ذوق مرگ کرده. داستان از جایی شروع می شه که تی بگ از زندان مرخص می شه. تی بگ همون قاتل مو زرد بود که همش مایکل و داداشش باهاش می جنگیدن. براش یک نامه امده که توش عکس مایکل درون یک زندان است. تی بگ می ره این عکس را به لینکلن داداش مایکل نشون می ده

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

اول از همه نقشه ی قتل طوفان مرور می شه. نیهان و کمال باور نمی کنن که همه چیز زیر سر طوفان باشه و معتقدند که اسو نقش داشته. نیهان به اسو یک امپول می زنه و می گه قتل اوزان را اعتراف کن وگرنه تا یک ساعت می میری. کمال با مرجان می ان به اپارتمان اسو و نیهان می گه فقط ارامبخش بهش زدم. نیهان ر امی برن ادار

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

فرانسیس به مری ابراز عشق می کنه و قراره که با هم ازدواج کنن. ملکه کاترین به مری می گه که نوستراداموس پیشبینی کرده که اگر تو با فرانسیس ازدواج کنی اون می میره و این به خاطر اتحاد دو کشور است از طرفی شاه هنری بهش می گه که باید ادعای سلطنت انگلیس را بکنی تا با ازدواج موافقت کنم که مری موافقت می کنه. مر

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

ماشینی که هولیا منفجر می کنه حامل هاندان بوده که این خیلی قدرت را عصبی می کنه. قدرت اول یشیم را تهدید می کنه که باید جلال را به جایی بکشونه در غیر این صورت اون به جلال می گه که یشیم برای ملک تله گذاشته بوده و اون را از خونه بیرون کشیده. یشیم می ره همه چیز رابه جلال اعتراف می کنه و جلال اون را در اتا

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

در نبود شاه هنری، بش نایب السلطنه است و وظیفه داره به شکایات مردم رسیدگی کنه. یک زن باردار به نام ایزابل را به جرم دزدی می ارن که بش اون را می شناسه اون را به قلعه می برن. بش به مری می گه که اون دختر دایی منه. دایی من یک خیانت کار و کافر بوده و اگر بفهمن من با اونها نسبتی دارم من را به اتهام خیانت ک

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 27 فروردين 1396 ساعت: 15:10

پخش سریال سلطنت از امروز دوشنبه ساعت هفت از شبکه سریز شروع شد. جالب اینکه تو تبلیغات ساعت پخش هشت اعلام شد که امروز هفت پخش شد. نکته جالب سانسور شدید سریال است که خانوادگی تر بشه . من گفتم بعضی جاها را چجوری نشون می ده که کاملا سانسور شد پس با خیال راحت لذت ببرید

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

در این قسمت توی زندان سارپ می خواد از جلال برای دادن فیلم اصلی و پیدا کردن جای برادرش باج خواهی کنه که مرت هم همون فیلم را پیدا می کنه  وبه رییس یوسف خبر می ده و ملک هم می شنوه این خبر را. رییس یوسف حرص می خوره که یک وقت سارپ چیزی نگه که قبل از گفتن سارپ، ملک به یکی از زندانی ها زنگ می زنه گوشی

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

در این قسمت مشخص می شه که کالین همون پسری که می خواست به مری تعرض کنه زنده است و یک نفر اشتباهی را کشتن که موقع شکنجه یک نفر در قالب یک پیرزن می اد و او را نجات می ده. فرانسیس یک برادر کوچک داره که اون هم می خوان با یک دختر کوچلو نامزد کنن. مری به همراه فرانسیس برای استقبال از این شاهزاده خانم می ره

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

در این قسمت نشون می ده که بعد از زنده دفن کردن قدرت، سارپ می خواد بره درش بیاره که می بینه الیاناک و دستیارش می رسن و اون را از قبر در می ارن. قدرت دستور می ده که مصطفی پسر کوچک جلال و یشیم را بدزدن. یشیم با مصطفی توی فروشگاه می ره که این دزدی اتفاق می افته  ویشیم به جلال خبر می ده جلال می ره ق

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

نام: Adelaide Kane تولد: 9 آگوست 1990 در استرالی پدرش اسکاتلندی و مادرش نژاد اسکاتلندی ایرلندی و فرانسوی دارد. پدر و مادرش وقتی هفت ساله بوده طلاق گرفتن و ادلاین و برادرش که سه سال از خودش کوچکتره با مادرشون زندگی می کردند. ادلاین کار هنری خودش را از سه سالگی و با رقص شروع کرد و بعد به اواز و ب

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

امیر کمال را می گیره و می بره زندانی می کنه تا ازش اعتراف بگیرن. نیهان می ره به مامان امیر می گه و مامانش هم می ره به امیر می گه که اگر بلایی سر کمال بیاری دیگه اسمت را هم نمی ارم امیر می گه که تنها ترمز من نیهان است و اگر نیهان را از دست بدهم دیگه جز بدی از امیرنمی بینید. کمال هم باز با سوپرمن بازی

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

مادر سارپ می ره پیش قدرت و با قدرت صحبت می کنه و می گه نرمین می گفت که تو خیلی خوش قلبی و بعد زنگ می زنن و مصطفی با بچه صحبت می کنن. مادر سارپ یواشکی گوشی اش را به مصطفی می ده و بعد به نزد جلال و سارپ می ره و خبر می ده اونها هم ردیابی می کنن و مصطفی زنگ می زنه و با سارپ صحبت می کنه. سارپ و مرت با هم

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

در این قسمت مری داره با چارلز برادر کوچک فرانسیس بازی می کنه که توپ می ره بالای درخت و مری می ره براش بیاره که یکی از دوستاش با پسر پادشاه پرتغال به نام توماس می رسن . توماس از مری خیلی خوشش می اد . دوست مری خیلی توماس را دوست داره. توماس به مری می گه که من قراره شاه اینده ی پرتغال بشم و اگر نگران ح

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: شنبه 19 فروردين 1396 ساعت: 3:02

سارپ بعد از دستگیری توسط مرت یک ضربه به مرت می زنه و فرار می کنه و هرچی مرت می گرده پیداش نمی کنه. سارپ پیش باریش همون کارگر مغازه ی مادرش می ره و جوشگون را اون نگه می داره. مشخص می شه که گورکان پسر رییسس یوسف خلافکار نبوده و پلیس مخفی بوده و از اون جا که همه فکر می کنن که سارپ بهش شلیک کرده همه پلی

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 14:23

در این قسمت گیزم کاراجا در نقش کمیسر مرجان وارد داستان می شه و اول دیر می رسه و بعد با یک سینی چایی می اد که نیهان فکر می کنه که خدمتکاره و بعد یک نگاه به کمال می اندازه که نیهان حسودی می کنه و بهش گیر می ده و بعد خودش را معرفی می کنه. بعد کمال می ره پیش نگهبانی ساختمان و فیلمی که شب قبل وارد خونه ی

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 14:23

دوستان بالاخره سریال گوزل در ترکیه تمام شد . جهان نقش دمیر همون خلافکار که ما با بازی نقش توفیق در ایزل می شناختیم را کشت و خلاصه به وسیله ی افرادش استانبول را از جنایتکاران خالی کرد(مثلا خیلی قهرمانه) وبه دلارا گفت که به خاطر بچه ها باید با هم ازدواج کننیم و دلارا خانم هم برای بار سوم عروس شد و هر سه بچه یعنی غزل، ایسو و اوزان به خانه برگشتند. ایسو عمل کرد و حالش رو به بهبود رفت.

ظاهرا این همه ادم باید کشته می شدند تا دوباره دلارا و جهان به هم برسن

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 14:23

قسمت سوم پیمان و سهیل از رضا میپرسن گیسو برازنده کیه استخدامش کردی؟رضا میگه با پدرش دوستم سهیل میگه از اول قرار گذاشته بودیم با پارتی کسی رو استخدام نکنیم رضا میگه باهاش مصاحبه کنین خودتون تصمیم بگیرین پیمان با گیسو مصاحبه میکنه نتیجه اینه که گیسو دیپلمه سابقه کاری نداره با نرم افزار آشنایی نداره فق

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 14:23

مرت از پشت دیوار داره دیدار سارپ و رییس یوسف را می بینه و به جلال زنگ می زنه و می گه ولی رییس یوسف سریع متوجه می شه و بعد به صورت صوری سارپ را دستگیر می کنه. سارپ می گه پول ها را که پسرت اورده بود و برای پلیس بود را پیدا کردم که پشت ماشین است و خون یاشار هم رویش است. سارپ روز بعد ازاد می شه و این جل

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 13 فروردين 1396 ساعت: 14:23

قسمت پیش در جایی تمام شد که گورجان درب را باز کرد که پشتش کمال و نیهان بودن ولی تارک سریع می پره و درب را می بنده. نیهان یک تاب توی حیاط پیدا می کنه و به کمال می گه بیا منو هل بده و کمال کلی غر می زنه و بعد هلش می ده. تارک به پلیس زنگ می زنه و می گه که دو نفر به زور وارد حیاط خانه شدن و پلیس می اید

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 1:03

در این قسمت سارپ و مرت روبروی هم قرار می گیرن و هرکدوم می خواد از دیگری حرف بکشه. مرت می گه تو با لیلا چی کار داشتی که سارپ می گه که به من پیشنهاد داد که در ازای پیداکردن برادرم باهاش همکاری کنم و جلال را نابود کنم ولی من به جلال خیانت نکردم و بهش زنگ زدم و گفتم رییس یا همون لیلا را پیدا کردم . مرت

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 1:03

وقتی جلال می خواد جوشگون را بکشه پلیس می رسه و جوشگون، یاشار، و سارپ را دستگیر می کنه و بعد مشخص می شه که سارپ خبر داده بوده. سارپ را با جوشگون توی یک سلول می اندازن تا ازش حرف بکشه که سارپ بهش می گه که من دنبال برادرم امید می گردم و من سارپ یلماز هستم وجوشگون اون رو می شناسه اما چیزی نمی گه. موقع ب

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: يکشنبه 6 فروردين 1396 ساعت: 1:03

.......................................عید همگی مبارک.................................. یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عر

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: سه شنبه 1 فروردين 1396 ساعت: 3:33

صفحه بندی